حس میکنم جای یک حس خالیه، حس خورده شدن مخم وقتی از مدرسه میرسیدم، حس وقتی که تازه ۱۰ مین بود
خوابید بودم یهو یکی در اتاق رو باز میکرد و بلند بلند حرف میزد.....
حس وقتی که قهر میکردی و باید خودمو عملا تیکه تیکه میکردم تا میخندیدی، حس تموم تموم قلب صافت که هیچوقت حتا یه ذره بدی توش نبود، حس بخاری که شبا وقتی میخوابیدی یواشکی خاموشش میکردم....
خواهر کوچولو خیلی خیلی سفید.... همیشه نزدیک ترین، نازترین و گولوترین آدم زندگیمی...
خوابید بودم یهو یکی در اتاق رو باز میکرد و بلند بلند حرف میزد.....
حس وقتی که قهر میکردی و باید خودمو عملا تیکه تیکه میکردم تا میخندیدی، حس تموم تموم قلب صافت که هیچوقت حتا یه ذره بدی توش نبود، حس بخاری که شبا وقتی میخوابیدی یواشکی خاموشش میکردم....
خواهر کوچولو خیلی خیلی سفید.... همیشه نزدیک ترین، نازترین و گولوترین آدم زندگیمی...
keep smiling honey. Be sure there's a heart right here pounding for you :*
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم دی ۱۳۸۸ ساعت 21:1 توسط
|