Springgggg

سراومد زمستون، شکفته بهارون

گل سرخ خورشيد باز اومد و شب شد گريزون

کوهها لاله زارن، لاله‌ها بيدارن

تو کوهها دارن گل گل گل آفتابو ميکارن

توی کوهستون، دلش بيداره

تفنگ و گل و گندم داره مياره

توی سينه‌اش جان جان جان

يه جنگل ستاره داره، جان جان، يه جنگل ستاره داره

سراومد زمستون، شکفته بهارون

گل سرخ خورشيد باز اومد و شب شد گريزون

لبش خنده نور

دلش شعله شور

صداش چشمه و يادش آهوی جنگل دور

توی کوهستون، دلش بيداره

تفنگ و گل و گندم داره مياره

توی سينه‌اش جان جان جان

يه جنگل ستاره داره، جان جان، يه جنگل ستاره داره

godfly.....>:D<p

من پشهٔ خوشبختی‌ هستم ....... چه بمیرم چه زنده باشم

من اکنون احساس می کنم ، بر تل خاکستری از همه آتش ها و امیدها و خواستن هایم ، تنها مانده ام . و گرداگرد زمین خلوت را می نگرم. و اعماق آسمان ساکت را می نگرم. و خود را می نگرم و در این نگریستن های همه دردناک و همه تلخ ، این سوال همواره در پیش نظرم پدیدار است . و هر لحظه صریح تر و کوبنده تر که تو این جا چه می کنی ؟ امروز به خودم گفتم : من احساس می کنم ، که نشسته ام زمان را می نگرم که می گذرد. همین و همین . دکتر علی شریعتی